باران رحمت

پایگاه تحلیلی ، تحقیقی، فرهنگی

باران رحمت

پایگاه تحلیلی ، تحقیقی، فرهنگی

باران رحمت

بررسی و تحلیل مسائل اجتماعی ، فرهنگی ، اخلاقی ، سیاسی و اخبار روز و تطبیق اتفاقات روز با واقعیات مذهبی ، اطلاع رسانی و مطالب علمی تاریخی هنری و ...

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۶ مرداد ۹۴، ۰۱:۳۲ - محمد مهدی تهرانی
    خدا قوت
پیوندهای روزانه
پیوندها

دوست عزیز هیچ چیز در عالم چه حوادث طبیعی چه غیر طبیعی خارج از اراده و قدرت پروردگار نیست!

و اتفاقا همان بلایایی که گمان می کنید با اتفاقات طبیعی متفاوت است هم بشکلی با قهر مادی و با اشکال طبیعی رخ می داده مثلا بلاهایی که بر سر اقوام گذشته که در قرآن اشاره شده مانند بارانهای سیل آسا و طوفانها و ...

بنابراین کاملا این برداشت، سخن لغو و توهم باطلی است که بگوییم؛ طبیعت برای خودش حکومت و قانونی دارد و خداوند متعال قانونی دیگر!

 

پس همانطور که دعا برای سلامتی و حفاظت از جان و مال باعث حفظ انسان از بلایای مادی و معنوی می شود که دعاهای فراوانی در این موارد وجود دارد؛ همانطور هم، عدم توجه به دستورات الهی باعث گرفتاری است حال ممکن است گرفتاری مادی و طبیعی باشد و ممکن است معنوی باشد!

براستی آیا سنگدلی و بی رحمی و سست شدن پیوندهای خانوادگی بی توجهی جوانان به نماز و سست شدن ارزشهای اخلاقی در جامعه کثرت طلاق و رشوه و ربا خواری و اختلاس ها و رکود و پایمال شدن ارزشهای انقلاب توسط خود مسئولان مدعی انقلابی گری و بی بند و باری ها و شیوع گناهانی که در گذشته حتی کسی جرات نام بردن از آنها را نداشت بلا نیست؟ براستی چه بلاهایی برتر از اینها؟

 

اما این بمعنای آن نیست که اگر در ارومیه زلزله شد همه مردم ارومیه یا کرمانشاه گناهکارند!

خیر؛ بلا دلایل متعددی دارد؛ علاوه بر اینکه می تواند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۶ ، ۱۰:۲۶

می توان از مهمترین عوامل بیکاری مردم و رکود جانکاه را ؛قوانین ظالمانه و بی رحمانه در زمینه صدور پروانه کسب و صدور مجوز و ممانعت قوانین دست و پاگیر بیهوده از ایجاد اشتغال شخصی و خانگی و ایجاد کسب و کار از سوی خود مردم دانست .

در واقع اگر دولت و دولتها ؛ سایه قوانین ظالمانه و سختگیریهای طاقت فرسا در این زمینه را از سر مردم کوتاه کنند و مردم را بحال خود بگذارند و به وظیفه حمایتی خود عمل کنند ؛ اکثر مردم می توانند به انحا مختلف بی نیاز از منت و ناز دولت؛ چه با ایجاد کارگاه چه راه اندازی مغازه چه کسب و کار خانگی و ... برای خود اشتغال ایجاد کنند؛ ولی متاسفانه و معلوم نیست واقعا با چه هدفی جلوی اشتغال مردم ببهانه های واهی گرفته می شود و خنده دار تر اینکه ادعای تلاش برای اشتغال هم می کنند!

 از سوی دیگر سختگیریهای وسواس گونه ادارات بهداشتی هم مزید بر علت است. اینکه حتما داخل مغازه فلان مدل کاشی کاری شود فلان گونه حق فروش دارند باید حتما این اندازه متراژ مغازه باشد و ...

الآن شما حتی اگر به برخی کشورهای اطراف سری بزنید که هنوز با رنج و مصائب نابودی زیربناهایشان  و جنگهای طولانی رنج می برند شاید به این اندازه بیکاری در آنها مشاهده نکنید

مردم براحتی به اشتغال شخصی مثل فروش اغذیه در خیابان و غیره مشغولند و امورات خود و خانواده خود را می گذرانند آیا تاکنون شنیده اید امراض عجیب و غریبی بخاطر این آزادی در کسبهای اینچنینی رخ داده باشد آنهم با وجود عوامل تروریستی بی وجدان؟

وقتی بی اعتمادی به صداقت مردم در کسب حلال و بهداشتی زیاد می شود و بی کاری در جامعه شایع شود شغلهای زیر زمینی دزدی مشکلات اخلاقی جامعه را فاسد و سست ایمان می کند و جامعه سست ایمان در نظارتهای صنفی هم ممکن است وجدان کاری را رعایت نکند و با گرفتن رشوه براحتی از غیربهداشتی بودن برخی شرکتها صرف نظر کند و همینطور امور دیگر

البته نظارت معقول و بدون سختگیری طبیعتا لازم است اما شاید سختگیریهای فعلی دیگر نامش نظارت نباشد بلکه بتوان نامش را کاسب مسلک شدن دولتها و قوانین برای گرفتن مالیات بیشتر از مشاغل و پر کردن جیبشان نامید نه دلسوزی برای مردم!

اما در ایران با وجود اینهمه دقتهای وسواس گونه بهداشتی براحتی حتی با وجود مهر استاندارد بسیاری از همین شرکتهای مجوز دار یا جنس تقلبی روانه بازار می کنند یا از کار کم می گذارند یا مردم را با مواد غذایی شیمیایی و فست فودهای مضر گرفتار می کند نتیجه اینهمه سختگیری غیر از بیکاری دردناک مردم؛ بسته شدن کاسبی های سنتی؛ بیکاری جوانان و در نتیجه شیوع شغلهای کاذب و مفاسد اقتصادی اجتماعی ؛  و از دست رفتن مواد غذایی اصیل و سنتی و مفید چه بوده؟

مردم بجای استفاده از چربیهای طبیعی و غذاهای سالم سنتی و مفید گرفتار اغذیه تراریخته روغنهای تراریخته و وارداتی و کم کیفیت و بعضا خطرناک شده اند.

برای نمونه بسیاری از آبلیموهایی که با مهر استاندارد راهی بازار می کنند و روی آن تاکید بر طبیعی بودن می کنند در حالی که بسیاری از آنها یک قطره آب لیمو در خود ندارند اما مردم در گذشته براحتی می توانستند در مغازه یا منازل خود آب لیموی طبیعی و ... تهیه کند و به فروش برسانند و نیاز اقتصادی خود را برطرف کنند و دست گدایی هم مقابل دولتها دراز نکنند!

 

مثل ما مثل شترمرغ است که بخاطر تقلید کورکورانه از غرب؛ آداب و رسوم و سنتهای مفید گذشته خود را هم در حال از دست دادنیم!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۵۲


وقتی اتفاقات از حالت عادی خارج می شود برای انسان عاقل و با ایمان چراغ هشدار روشن می شود!
آیا حوادث طبیعی خارج از اراده الهیست و خود بخود اتفاق می افتد و نعوذ بالله خداوند اداره عالم را بخود طبیعت واگذار کرده؟

طبق نص صریح قرآن اگر انسانها تقوا پیشه کنند برکات و نعمتها بر آنها می بارد و از مفهوم این آیات و بسیار از آیات دیگر فلسفه عذاب هم مشخص می شود.
سوره مبارکه الأعراف آیه ۹۶
وَلَو أَنَّ أَهلَ القُرىٰ آمَنوا وَاتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالأَرضِ وَلٰکِن کَذَّبوا فَأَخَذناهُم بِما کانوا یَکسِبونَ
ترجمه:
و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها می‌گشودیم؛ ولی (آنها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۵ ، ۱۰:۰۸

شما چرا خیال میکنین همه اصلاح طلبان غرب گراییند اینها همش تهمته من بشخصه اصلاح طلبم اما غرب گرا نیستم. این درسته؟


برادر عزیز اگر غرب گرا نیستی و تفکرات کج و غیرانقلابی اصلاح طلبان که به اعتراف دشمنان قسم خورده انقلاب سرمایه دشمنان انقلاب و اسرائیل در کشورند را قبول نداری پس مبارکت باشد که اصلاح طلب نیستی الحمدلله...

پس چرا دامن خودت را با حمایت از این گروه غافل و بعضا مزدور و خاین آلوده می کنی؟
آیا خیانتهای سران آنها به انقلاب هنوز بعد از سالها و پس از فتنه براندازانه صیونیستی امریکایی 88 و اینهمه روشگری برای شما ثابت نشده؟
آیا نمی خواهید از تاریخ عبرت بگیرید؟


نتیجه تصویری برای فتنه

آیا منتظرید اصلاح طلبان دانسته یا نادانسته نظام را ساقط کنند آنوقت با حسرت و اندوه باور کنید اینها چه موجوداتی هستند؟
اصلاح طلبان ببفهمند یا نفهمند بخواهند یا نخواهند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۵۵

یاد امام حسین علیه السلام قلب خسته آدمی را آرام می کند و انصافا دارویی موثر تر از گریه بر سیدالشهدا ع برای درمان آلام و اندوه و افسردگی و باز شدن گره ها نیست.


نتیجه تصویری برای اربعین


از برکات و معجزات عجیب گریه به سیدالشهدا این است که  با وجود ظاهر گریان زائران در عزاداری حضرت؛ به تجربه ثابت شده معمولا بعد از مراسم عزاداری برای آن حضرت؛ آرامش و شادی عجیبی نصیب انسان می شود که تمام غصه ها و اندوه ها را می شوید آرامش و شادی عجیبی که با نشاط و شادابی و لذات دنیا قابل مقایسه نیست.


این حقیقت را می توانید بعد از اتمام عزاداریها و روضه های مجالس اهل البیت علیهم السلام در تمام هیئات و تکایا که عاشقانه و مخلصانه برای مظلومیت سالار شهیدان اشک می ریزند مشاهده کنید و در واقع گریه بر حسین ع دوای درد بشر افسرده امروز است.


اماآیا  اگر کسی فرصت و شرایط حضور در چنین مجالسی را نیافت نمی تواند ازاین برکات بهره مند گردد؟


پاسخ این است که خیر ؛ می توان با تشکیل مجالس  روضه شخصی در جمع فامیل و دوستان  و یا محله و یا ایجاد هیئت های  عزاداری و اگر آن هم نشد جلسات روضه در منزل و اعضای خانواده و اگر آنهم نشد برگزاری روضه شخصی برای خود قدری از این دریای بی  کران عشق الهی را چشید.


گوش   دل دادن به نوای  نوار و فایلهای روضه مداحان با اخلاص اهل البیت علیهم السلام  و همنوایی باا آنها و دل سپردن به عشق اهل البیت علیهم السلام و امام حسین علیه السلام می تواند عنایات و توجهات حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف و الطاف الهی را به ارمغن آورد و صد البته بشرط اینکه با توجه و حضور قلب و حتی المقدور اشک بر مصائب و مظلومیت ایشان باشد.


این حقیقت آنقدر واضح و آشکار است که اگر کسی یکبار هم آنرا چشیده باشد نمی تواند انکار کند و البته کسانی که علاقه ای به اهل البت ع و خاندان رسول خدا ندارند هرگز نمی توانند این حقیقت روشن را درک کنند حقیقتی که حتی  اگر بجهت امتحان این سر الهی  هم آنرا تجربه کنند بسیار شگفت انگیز و منقلب کننده خواهد بود!


برگزاری مجالس  عزاداری امام حسین علیه السلام از سوی مسیحیان و بوائیان و اهل تسنن و بسیاری از ادیان دیگر  هر چند بصورت بسیار ناقص تر ؛ اما گویای درک و تجربه این حقیقت تابناک حتی برای  غیرمسلمانان است.


نتیجه تصویری برای اربعین


بیهوده نبوده است که برخی بزرگان ما در گذشته مانند بعضی  از مراجع عظیم الشان و علما ؛ ابتدای درس    روزانه خود را با روضه امام حسین علیه السلام شروع می کردند و حتی بعض  محبین اهل الیت  علیهم السلام محرومیت از روضه سیدالشهدا را مساوی با مرگ خود می پنداشتند!

 

یا اباعبدالله الحسین ادرکنا بمحبتک و ولایتک و عافیتک



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۲۱
حاج علی اصغر فرهنگ دوست ملقب به بابا قندی در  روز چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۵ و ۱۷محرم ۱۴۳۸ قمری ساعت حدود 8 و نیم صبح و در بیمارستان ولایت قزوین بر اثر ایست قلبی برحمت خدا واصل شد.


بابا قندی


بابا قندی شیخ الطایفه شخصیتی بود که حتی در سن 93 یا 94 سالگی هم بسیار سلامت و از حافظه و حواس  بسیار قوی واستثنایی برخوردار بود. بابا قندی که خودش این نام را برای نوه هایش انتخاب کرده بود بسیار رشید قدبلند و دارای روحیه بسیار مشتی گری و پهلوانی و زورخانه ای و پیرو مولا علی علیه السلام بود که تا آخرین لحظات عمر ذکر یا علی یا علی از زبانش نمی افتاد.

شخصیتی که حتی در آخرین سالهای عمر میل باستانی و روحیه ورزشکاری را کنار نگذاشت و معمولا کنار دستش کتابی برای مطالعه داشت.

انسان خوش ذوق و اهل شعر و ادب و مطالعه و پر اراده که با سلامت و انرژی مثال زدنی حتی تا چند سال قبل از رحلت رانندگی هم می نمود!


بابا قندی و یادگار تاریخ قزوین


بابا قندی بسیار با روحیه دارای اراده قوی و مردانه ای بود؛ بطوریکه در هیچ شرایطی از کسی حتی برای بلند شدن کمک نمی خواست و کسالت او در بیمارستان فقط حدود دوسه روز بیشتر نیانجامید.

وی تا آخرین روزهای عمرش دقیق و بسیار منضبط سحرخیز و اهل نماز اول وقت بود.

بابا قندی را می توان خاطره یک قرن  شهر قزوین و فردی دانشمند و فرهیخته محسوب کرد.
وی که به کتابفروشی و صحافی در بازار قزوین اشتغال داشت کتابخانه ای عظیم و گرانمایه در طی سالیان طولانی تهیه نمود و خود تقریبا تا آخرین ایام عمر اهل مطالعه و تفکر بود. ایشان به شهرتهایی همچون صحاف و علمی نیز اشتهار داشت.


بابا قندی قزوینی


بابا قندی اهل خیر و یادگاری های بسیار بود از ایشان مدرسه بزرگی بنام خودش در کوچه درودی قزوین واقع در بوعلی غربی شهرستان قزوین و آثار فراوانی از گنجینه علمی و فرهنگی بجای مانده است.


با فاتحه و صلواتی از این مرد فرهنگ و تاریخ تجلیل کنیم

روحش همیشه شاد و یادش گرامی

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۵ ، ۰۹:۳۰



منبر یکی از موثرترین طرق ارتباط مردم و ولایت از صدر اسلام تاکنون بوده و همچنان از موثرترین روشهاست


اما متاسفانه نوعی بی اعتنایی عمدی از سوی دشمنان و غفلت دوستان بشدت موجب تخریب منابر می شود


هنوز هم منبر تاریخی حضرت امام در رد کاپیتولاسیون قلبهای شیفتگان انقلاب و ستون خیمه خیانتکاران غربزده را تکان می دهد


هنوز هم یک منبر انقلابی مقام معظم رهبری دنیا را به لرزه می اندازد!


تکرار این عبارات در واقع تخریب منبر و روش موثر ترویج اسلام و اهل بیت است که نقش منحصر بفرد آن قابل انکارنیست


از زمانی که ارتباط مردم و منبرها کم شد دوری جامعه و نسل جوان از روحانیت و دین سرعت مضاعفی پیدا کرد پس منبر امام حسین را نباید تخریب کنیم که ظلم بزرگی است!


واقعا چه ربطی بین فیلم و منبر است!؟

متاسفانه گاهی برخی علما این عبارات را بکار می برند انگار تصور می کنند منبر یک مساله شخصیست در صورتی که منبر بسیار دارای تقدس و احترام است مانند شال سبز سادات!


بجای مقایسه فیلم با منبر از تاثیر گذاری و نقاط برجسته و تاثیر گذار آن فیلم سخن بگویید و آن فیلم را با فیلمهای مشابه و تکنولوژی ارتباطی غرب مقایسه کنیم نه تخریب سنتهای ارزشمند خودمان!


یاعلی مددی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۳۰

شعری در وصف مولی‌الموحدین علی علیه السلام

 «به ثبت نام علی دارد افتخار قلم»


خبرگزاری فارس: شعری در وصف مولی‌الموحدین علی(ع)/ «به ثبت نام علی دارد افتخار قلم»

حسین دهلوی از شاعران جوان سروده‌ای در مدح و وصف جایگاه امیرالمومنین علی(ع) سروده است.

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، حسین دهلوی از شاعران جوان کشور که سال گذشته مجموعه شعری از او منتشر شده غزلی در مدح حضرت امیرالمومنین علی(ع) سروده است.


کمرشکسته و غمگین و داغدار قلم
شبیه من شده آشفته و خمار قلم

برای وصف تو، قحطی واژه شاهد بود
که من به دست گرفتم هزار بار قلم

چقدر فاصله بین من و تو بسیار است
خدا کند بشود دست روزگار قلم

نگفتن غم دل با حبیب، دشوار است
اگر شده ست چنین لاغر و نزار قلم

میان نامه اگر باز دست من خط خورد
ببخش! حرف تو شد، گشت بیقرار قلم

بگو چگونه بگویم، که سال‌ها گویی
برای وصف تو افتاده در حصار قلم

چه بیت‌ها که نوشتیم و خط زدیم و نشد...
به قصر معنی آن شه، نیافت بار قلم

شهی که فاتح ملک فصاحت سخن است
به دست گیرد اگر جای ذوالفقار، قلم

شهی که در پی دست عنایتش، عمری ست
نشسته خون به جگر؛ چشم انتظار قلم

همان کسی که ز انواع فضل و حسن و صواب
ردیف کرده برایش خدا هزارقلم

سیاه مشق کنم فضل او، اگر بدهند
به من هزار مرکب، سپس هزار قلم

غزل مباد بگویم ز خال و خط رخش
که مات ماند از آن نقش و آن نگار قلم

نگاه شاعر من شاهد است در این شعر
به ثبت نام علی دارد افتخار قلم

خوشا کسی که به راه صواب مایه گذاشت
خوشا که سر بسپارد در "این" قمار قلم

بر آن سرم به قیامت رسد سرودن شعر
اگرچه طبع روان است، نیست یار قلم
*
در انتظار سوار مدینه، بهر صله
بیاد سجده ی آن ماه، خون ببار قلم!

بخواه حسن طلب را از او که خواهد کرد
دو دست غاصب و ضارب، به ذوالفقار، قلم

امید آخر من در قیامت این شعر است
که خوش زده ست از آن شاه شهسوار، قلم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۵ ، ۱۰:۱۷

بسم الله الرحمن الرحیم


سخن گفتن از بزرگ مرد مخلصی که تمام وجودش را صادقانه برای پیروزی انقلاب و یاری نهضت حضرت امام ره در طبق اخلاص تقدیم نمود و پس انقلاب نیز تا آخرین روزهای حیات پربرکتش ، در راه عشق به ائمه اطهار علیهم السلام و خدمت به نیازمندان و یاری نظام اسلامی کمترین تردیدی ننمود بس سخت و لکنت آور می نماید.

حاج حسین ربیعی مردی یکپارچه اخلاص و صفا و محبت که بفرمایش خودش مغازه اش در بازار قزوین کمیته امداد محرومان بود بقول شاعر:


                   در کلبه ما رونق اگر نیست صفا است                               آنجا که صفا است در آن نور خدا است


این بنده مومن و صالح خدا که بشدت از ریاکاری و تظاهر در امورات روزانه خود پرهیز می نمود حتی خانواده نیز از بسیاری از خدمات ایشان تا زمانی که در قید حیات بودند مطلع نمی شدند بطوریکه وقتی نیازمندان پس از رحلت ایشان به روال گذشته برای دریافت کمک و اعانه ایشان مراجعه می نمودند عمق دستگیری ایشان از فقرا آشکار می گشت تا جایی که گاه فقرا و نیازمندان پس از ارتحال ایشان وقتی در درب مغازه با خبر رحلت ایشان مواجه می شدند غرق گریه زاری میگشتند . حتی برخی اسناد کمک ایشان به نیازمندان مانند کمک جهیزیه بعد از رحلت ایشان در منزلشان یافته شد!


حاج حسین ربیعی قزوینی


ایشان پس از انقلاب نه تنها خود را طلبکار مردم و نظام نمی دید و برای رسیدن به پست و مقام تلاش نمی کرد بلکه هرکجا که مقدور بود با روحیه جهادی و بسیار  جدی خدمات بسیار منحصر بفردی به مردم استان قزوین بلکه کشور نمودند خدماتی اعم از ساخت و ساز برای نیازمندان و سرپناه محرومان تا حضور در مناطق جنگ زده برای بازسازی ویرانی های جنگ تحمیلی ، تا جایی که حتی در بعض موارد مورد هجوم نیروهای بعث قرار گرفتند که بحمدلله موفق به فرار گشتند.

ایشان شاید چندین بار در کوران مبارزات مردمی بر ضد رژیم پهلوی در دوران انقلاب اسلامی در مواجهه با تیراندازی مستقیم سربازان رژیم شاه قرار می گیرند که احتمال شهادت ایشان تقریبا قطعی بوده ولی بلطف خدا و همچنین نسبت فامیلی با مرحوم سرهنگ جعفر پاکدامن که از افسران شهربانی بود از مهلکه نجات یافتند.

ساواک تلاش زیادی برای دستگیری ایشان نمود اما هوش و ذکاوت ایشان موجب ناامیدی آنان از دستیابی به اسناد می شد بطوریکه تلاش نمودند ایشان را ببهانه تولید آبلیمو بازداشت کنند که بهداشتی بودن و سلامت کار ایشان تیر آنان را به سنگ می زند

این خادم بی منت مردم ؛ از رهبران گمنام و تاثیر گذاران مبارزات انقلابی قزوین بودند. جلسات  انقلابی ایشان و ارتباط تنگاتنگ با رهبران انقلابیون مانند: آیه الله باریکبین و خاکساران و درافشان و ... همچنان مخفیانه ادامه داشت و پخش اعلامیه بر ضد رژیم شاه هم از برنامه های ایشان بود.

اتفاق جالبی که یکبار برای ایشان می افتد این بود که ایشان اعلامیه های ظاهرا حضرت امام را در ظرف 17 کیلیویی روغن نباتی بر روی دوچرخه گذاشته بودند و از مقابل شهربانی قزوین در حال عبور ، که ناگاه در مقابل چشمان ماموران شهربانی اعلامیه ها بر زمین می ریزد!

اتفاقی که می توانست شاید به اعدام ایشان ختم شود ولی ایشان خم می شوند و اعلامیه ها را بدون آنکه ماموران مشکوک شوند جمع آوری و به راه خود ادامه می دهند.


ایشان در  لحظات بسیار سخت حکومت نظامی که کمتر کسی جرأت حضور در معابر عمومی و خیابانها را داشت با شجاعت مثال زدنی با اتومبیل معروفشان یعنی فیات سبز رنگی که داشت و برای بسیاری از مردم شناخته شده بود مانند مجاهدان بی باک و جسور در مقابل شلیک رگبار گلوله ها در خیابانها برای انتقال مجروحان و مداوای آنهاحضور می یافت


بطوریکه ظاهرا تنها اتومبیلی که بعد از ماشینهای نظامی در خیابان و در حکومت رؤیت می شد فیات سبز حاج حسین ربیعی بود !

ایشان مجروحان را برای مداوا به منزل مرحوم دکتر سید علی لامع رحمه الله علیه که خود از فرزندان علمای ماندگار قزوین بودند منتقل می کردند منزل ایشان در خیابان طالقانی و تقریبا مقابل خیابان آمنه خاتون و سمت چپ کوچه دارایی بود که البته امروزه اثری از آن نیست.

روزهای پر هیاهوی انقلاب دوران اوج ایثار و ایمان و اخلاص ملت ایران که هرگز از  تاریخ شکوهمند ایران اسلامی محو نخواهد شد.

ایشان یکی از خاطرات دردناک دوران انقلاب را شهادت یکی از دوستان خود نقل می کردند که بخاطر عدم دستگیری توسط ساواک اتومبیل خود را رنگ کرده بود این شخص که از اهالی آذربایجان و مهندس نیز بوده شب هنگام در حال استراحت در اتومبیل رنگ شده اش در قزوین بخاطر بوی مواد شیمیایی بشهادت می رسد، روحشان شاد.

حاج حسین ربیعی پس از انقلاب در کمیته ارزاق برای کمک به مایحتاج غذایی مردم از هیچ تلاشی فروگزار ننمود همچنین در ستاد جنگ زدگان و بنیاد مسکن حدود ده سال به یاری مردم و نیازمندان پرداختند.

از نکات غیر قابل اغماض ایشان نهایت پاکدستی و رعایت حلال و حلال حرام در تمام امور و حتی کسب شخصی اش در بازار بود بطوریکه که پس از ارتحال ایشان تنها چیزی که از ایشان باقی ماند فقط همان منزل فرسوده قبل از انقلاب و همان مغازه کوچکشان در بازار قزوین بود و بس و حتی در حساب بانکی ایشان هم جز همان مقدار مختصر مبلغ بسیار ناچیز و ساده که ظاهرا درامد ماهیانه امرارمعاشان بودچیزی پس انداز نداشتند!

ایشان با اینکه می توانست از شرایطی که داشت استفاده فوق العاده بنماید ولی بههمان زندگی ساده قناعت کرد و زندگی بسیار ساده و عادی اش را تا آخرین لحظات حفظ نمود.


حاج حسین ربیعی حدود پانزده سال در حوزه علمیه قزوین تحصیل نمود و حتی در درس خارج مرحوم سید جلیل زرآبادی نیز حاضر می شدند.


ایشان از کودکی و سن بسیار کم شش سالگی کمک خرجی جدی والدین و خانواده بودند بطوریکه فقط حدود هجده سال در قنادی مرحوم حاج محمد قناد واقع در سبزه میدان به عنوان فردار پخت به کسب حلال اشتغال داشت و اینهمه در عین تلاش علمی ایشان در حوزه و فعالیتهای انقلابی ایشان بوده است اماهرگز ملبس به لباس شریف روحانیت نشدند و هیچگاه و در هیچ کجا خود را به عنوان یک عالم معرفی نمی نمودند.

اخلاص و سادگی و عدم تظاهر حتی به اندازه انگشتر انداختن یا تسبیح گرفتن و یا محاسن بلند گذاشتن هم در ایشان بسیار جالب توجه بود انسانی که بشدت از هر امر ظاهری که کمال درونی ایشان را آشکار کند پرهیز می نمود.

تشرف به مسجد مقدس جمکزان از عنفوان جوانی و آن هنگام که هنوز مسجد قدیمی کوچکی بود در برف و بوران و حتی پیاده و در معرض حمله درندگان در مسیر را ترک نکرد تا جایی که شاید حدود پنجاه و پنج سال ایشان به این مسجد مقدس و زیارت کریمه اهل بیت فاطمه معصومه سلام الله علیها مشرف می شدند.


نمایندگی حضرت آیه الله العظمی صافی گلپایگانی در دریافت وجوهات شرعی از دیگر فعالیتهای ایشان بود که خود ریشه در خدمات فراوانشان در یاری نیازمندان داشت.


نمایندگی آیه الله باریکبین در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و تحولات بنیادی در این مرکز مهم و پایه گذاری و ساخت ساختمان فعلی بنیاد مسکن در خیابان سعدی قزوین از خدمات فراموش نشدنی ایشان است. همچنین تهیه و ارائه زمین اولیه کمیته امداد به پدر بزرگوار شهیدان سید حبیب الله حاجی میری حفظه الله ، شرکت در جلسات بهزیستی و حضور و نقش مهم ایشان در بنای آسایشگاه کورانه قزوین ، ساخت و ترمیم مساجد امامزاده ها و بسیاری دیگر از خدمات مخلصانه این عبد صالح و مخلص خداست.


نماز شب ایشان آنچنان پر شور و حرات بود که گفته می شود گاه از شدت گریه زیر پای ایشان خیس می شد و حساسیت بسیاری برای اقامه سحر خیزی و احیای نافله شب از خود نشان می دادند مانند مادر بسیار شریف و عابده شان مرحومه حاجیه نواب رکنی رحمه الله علیها که ایشان هم از بانوان اهل عبادت و تهجد و صالحه کم نظیر بودند.


مادر بزرگ ایشان یعنی مادر مادرشان مرحوم حاجیه سید جوادی نیز از زنان عابده و اهل تهجد بوده اند .

پدر بزرگوارشان حاج قاسم ربیعی یا حاج قاسم عطار نیز از مردان نیک روزگار و اهل ادب و معرفت بودند ایشان مغازه ای در وروی کوچه محمدیه خیابان سپه قزوین ؛ تقریبا سر نبش سمت راست داشتند روحشان شاد.

ظاهرا تمامی دایی های مادر ایشان اهل علم و از علما بوده اند که دو تن از آنان در مبارزات میرزا کوچک جنگلی از یاران ایشان بوده و ظاهرا پدر بزرگشان؛ ابوالحسن میرزا - پدر مادرشان - که احتمال می رود؛ فرزند حاکم قزوین بنام رکن الدوله قزوینی بوده اند ؛ نیز در اوایل بکار آمدن رضاخان در خیابان آمنه خاتون ترور می شوند روحشان شاد.

یکی از پسر دایی های مادر ایشان مرحوم سید ابوالقاسم سیدجوادی از عرفای عجیب و بسیار سنتی بودند که هرگز زیر بار امکانات جدید و حتی لوله کشی و برقکشی در منزل و سوار شدن بر اتومبیل نرفتند قبر ایشان روبروی امامزاده حسین ع در مقبره خاندان سید جوادی است و مقبره مادر و دایی ایشان هم ظاهرا در قسمت بیرونی درب جنوبی شاهزاده حسین کنار دیوار اتاقک سمت راست درب جنوبی و خارج محوطه است.

حاج حسین ربیعی بواقع از مخلصین روزگار و افراد بی ادعا و پرهیزگاری بود که کمتر کسی از گذشته ایشان مطلع بود چرا که هرگز درصف جلو و نگاه مردم نمی ایستاد و در اوج پنهانی و گمنامی ، اوج خدمات اجتماعی را برای نیازمندان و بندگان خدا فراهم می نمود.

عشق ایشان به خانواده و محبت غیر قابل توصیف ایشان نیز طوماری از صداقت و یکرنگی و صفا را می طلبد.

این دلباخته اهل البیت علیهم السلام در 10 آبانماه 1394 براثر سکته مغزی در 75 سالگی به دیدار دوست شتافت؛ یاد عزیزش گرامی.


شادی روح این عبدصالح و مخلص فاتحه ای نثار بفرمایید.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۵ ، ۰۷:۰۲

تجربیات شخصی در طب گیاهی

بر اساس تجربه ثابت شده در موارد آزار دهنده اسهال مصرف یک یا دوقاشق غذاخوری چای خشک و پس از آن استفاده از نبات ظرف چند دقیقه می تواند دل پیچه و بیرون روی اسهال را برطرف کند

البته استفاده از شربت زنجیل نبات که در آب جوش تهیه می شود یا شربت نبات و عرق نعنا در آب جوش و امثال آن مانند حوله داغ و ...هم  تا حدی تاثیر گذار است.

برای جلوگیری از اسهال بهترین روشها پرهیز از غذاهای مسموم کننده مواظبت از سرما خوردگی شکم و پرهیز از استرس و حرص و جوش و غیره است.

داروها و قرصهایی هم برای آن وجود دارد مانند پودر او آر اس و قرص دیفنوکسیلات یا دیفنوکیم که می توانید از داروخانه ها تهیه کنید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۳۵