درحالی که در چند روز گذشته مردم مسلمان یمن تنهابه جرم قیام اسلامی و سرنگونی دیکتاتور مزدور حاکم آماج بزگترین تجاوزات چند کشور مزدور و خائن عربی به اسم دروغین مسلمان قرار گرفته اند برخی از این سران خائن سرسپرده آل سعود که احتمالا بدون دلارهای نجس عربستان نمی توانندکشور خود را اداره کنند با توجیه اینکه ما با تمام قوا از حرمین شریف دفاع می کنیم از تجاوزات ننگین عربستان و مزدوران هم پیمانش حمایت می کنند .
این مسأله در حالی است که کشور مظلوم و ملت انقلابی یمن هیچ تجاوزی به کشورهای همجوار نکرده اند و در داخل کشور نیز آماج حملات تروریستهای القاعده و داعش هستند
آیا حملات عربستان و این کشورهای پلید دروغ گو که نام اسلام بر خود گذاشته اند جز جنایت جنگی و حمایت از القاعده و داعش و حاکمان سرسپردهمزدور معنای دیگری دارد؟
ملت مظلوم یمن به کدام گناه باید کشته شوند؟ فبای ذنب قتلت
ملت یمن و فرزندان و زنان به چه جرمی مظلومانه به خاک می افتند؟ امریکای مکار و احمد شهید دروغگو و مزدور ، که دائم دم از حقوق بشر می زنند در کدام سوراخ خزیده اند آیا این مردم مظلوم حقوق بشر ندارند؟
آیا حقوق بشر فقط مخصوص غرب زدگان و اپوزسیونهاست؟
آیا اگر روزگاری اسرائیل و یا داعش بر مکه و مدینه مسلط شدند هیچ مسلمانی حق نجات سرزمین حجاز از چنگال این دزدان دین را ندارد؟
این خدعه ها فقط جنبه نیرنگ وعوامفریبی دارد والا متجاوز اصلی که باید محاکمه و محکوم شود حاکمان غاصب حرمین شریفین یعنی آل سعود هستند نه یمن مظلوم
اشرف غنی رئیس غربزده افغانستان با ناجوانمردی و خیانت به ملت مظلوم افغانستان که سالهاست بدست طالبان که دست ساز سعودی است کشته می شوند از آل سعود جنایتکار حمایت و این حمایت شرم آور را به حرمین منتسب می کند چقدر نامردی چقدر خباثت اف برحاکمان پلید و ظالم بنام اسلام.
مردم دنیا باید وجدان خود را قاضی حقه ها و نیرنگهای غرب و نوچه های مزدورش کنند تا باور کنند در دنیای امروز که درچنبره سازمان صهیونیستی ملل و امریکاست و در ادبیات مکر و خوش رنگ جنایتکاران غرب حقوق بشر و دموکراسی چیز ابزار و بازیچه برای فریب افکار ملتها نیست.





دیروز مردم با حضور حماسی و چند ده میلیونی خود در سالروز پیروزی انقلاب
اسلامی آرزوهای بارها اعلام شده آمریکا و متحدانش را به قول حضرت امام(ره)،
زیرگامهای استوار خود لگدمال کردند و با شعارهایی نظیر
«ماانقلابیهستیم»، «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند»، «نه تحریم نه ذلت،
مذاکره با عزت»، «نرمش کافی است، قهرمانی کنید» و خروش سراسری «مرگبر
آمریکا» بر ایستادگی خود در مقابل زورگوییها و باجخواهیهای نظام سلطه
جهانی تاکید ورزیدند و در عمل نشان دادند حق با رهبر معظمانقلاب است که
«دستهای ملت بسته نیست و آن طرفی که گیر افتاده، آمریکاست» و... در
اینباره گفتنیهایی هست؛

2- در تمامی طول تاریخ چند صد سال اخیر، هیچ انقلاب و نظام برخاسته از آن
را نمیتوان یافت که بعد از پیروزی، حتی برای یکبار هم به مردم و ملتهای
تحت پوشش خود اجازه داده باشد با حضور میدانی درباره مقبولیت و یا مشروعیت
آن اظهارنظر کنند و البته، برخی از کشورها، سالگرد انقلاب و یا سالگرد روی
کار آمدن نظام حکومتی خود را به گونهای تشریفاتی و با برپایی مراسم دولتی و
نه مردمی، آنهم در مقیاس یک مراسم رسمی و کمدامنه، جشن گرفتهاند. و اما،
در همه جهان- تاکید میشود همه جهان- تنها انقلاب اسلامی ایران و نظام
برخاسته از آن است که سالگرد پیروزی آن با حضور تودههای چندده میلیونی
مردم گرامی داشته میشود و ملت با حضور همه ساله پرشورتر از سال قبل،
وفاداری خود به انقلاب و نظام را اعلام میکنند و بر مقبولیت و مشروعیت آن
تاکید میورزند. حتی زیر بمبارانها و موشکپرانیهای دشمن و یا شرایط خاص
جوی نظیر برف، باران، سرمای سخت و...
3- سه سال قبل، «دبورا سالامون» نویسنده و تحلیلگر صاحبنام روزنامه
آمریکایی واشنگتنپست نوشته بود «ما آمریکاییها طی 3 دهه گذشته درباره
ایران به خودمان دروغ گفتهایم. رسانههای آمریکایی براساس یک توافق
نانوشته از پوشش خبری درباره واقعیتهای ایران بعد از پیروزی انقلاب
خودداری کردهاند و در تحلیل رخدادهای این کشور انقلابی و مسلمان به
گفتهها و نوشتههای طیفی از مخالفان ایران در داخل و خارج مراجعه کردهاند
و این در حالی است که مخالفان جمهوری اسلامی به جای انعکاس واقعیتها،
رویاهای تحقق نیافته خود را درباره ایران بازگو میکنند و نتیجه آن که
امروز با ایرانی روبرو هستیم کاملا متفاوت با تصویری که از آن ارائه
کردهایم و در چالش با ایران به چاهی افتادهایم که خود حفر کردهایم».
«توماس فریدمن» سرمقالهنویس مشهور روزنامه نیویورکتایمز اظهارات همکار
خود را تائید کرده و مینویسد؛ «ما در تحلیل ایران به جای درک آنچه تودهها
میخواهند به سراغ گروههای مخالف جمهوری اسلامی رفتهایم، گروههایی که
ساخته و پرداخته خودمان بودند، تصور ما این بود که انقلاباسلامی ایران هم
مانند سایر انقلابها بعد از مدتی به دو بخش موافق و مخالف تبدیل میشود و
با یک جریان مردمی روبرو خواهیم شد که از انقلاب ترجمهای همراه و همساز
با آمریکا خواهد داشت و میتوانیم با حمایت از این جریان باردیگر ایران
خارج شده از بلوک غرب را به این اردوگاه برگردانیم و از این واقعیت غافل
بودیم که مخالفان انقلاب ایران در مقایسه با تودههای طرفدار انقلاب تا چه
اندازه کوچک و غیرقابل محاسبه هستند».
اکنون میتوان به وضوح و بدون کمترین ابهامی نتیجه گرفت که؛
ج: برخلاف آنچه مقامات و رسانههای آمریکا و متحدانش در شیپورهای فریب خود
میدمند و سران و اصحاب وطنفروش فتنه در پی القای آن هستند، مردم این مرز و
بوم در باورهای خود به اسلام و انقلاب و نظام و آموزههای آن یکپارچه و
همصدا میباشند و سلیقههای متفاوت سیاسی فقط در این بستر واحد تعریف
میشوند، نتیجه آن که؛ دنبالههای داخلی دشمنان بیرونی در حلقه تودههای
عظیم مردم قابل تعریف نیستند که برخی به غفلت و شماری به حیلت، نظر دشمن
پسند این گروه کم شمار و اندک را از طریق رسانههایی که در اختیار دارند به
عنوان دیدگاه و نظر بخشی از ملت قلمداد کرده و برای این ورشکستگان به
تقصیر در پستهای مدیریتی نظام، سهمی قائل باشند.
د: تودههای چند ده میلیونی مردم در حماسه حضور دیروز، دیدگاه و نظر خود را
درباره چالش هستهای و مذاکرات پیشروی به وضوح و بدون کمترین ابهامی
بیان داشتند و رفراندوم مورد نظر رئیسجمهور محترم با شفافیت و صراحتی
مثالزدنی و ماندگار صورت پذیرفت. نتیجه این رفراندوم آن که؛ حاضر نیستند
امتیاز نقد بدهند و وعدههای «نسیه» تحویل بگیرند. راهکار گشایش اقتصادی
را در مراجعه به ظرفیتهای داخلی - اقتصاد مقاومتی - میدانند و نه در چالش
هستهای، اگرچه با شعار «نه تحریم، نهذلت ،
مذاکرهباعزت» از مذاکره به
شرط حفظ عزت نظام رویگردان نیستند ولی معتقدند در فرمول حکیمانه «نرمش
قهرمانانه»، سهم «نرمش» به اندازه کافی- و شاید هم بیشتر - ادا شده است و
اکنون نوبت به «قهرمانی» رسیده است. و اینکه، در مذاکرات هستهای پیشروی
از تیم مذاکرهکننده که آنان را فرزندان انقلاب میدانند انتظار صلابت
دارند و...









